تاسیان

وَاللَّیْلِ إِذَا عَسْعَسَ ...
.
به شب سلام که بی تو رفیق راه من است
.
تاسیان : حالتی که به خاطر نبودن کسی به انسان دست می دهد/غم فزاینده

زینب "س"

سه شنبه, ۹ خرداد ۱۳۹۶، ۰۴:۱۲ ق.ظ

امشب که دست تو دست ، تو تاریکی مسجد نشسته بودیم و

روضه عمه جان زینب شخم مون میزد !

امشب که برای آینده جهان مون نقشه میریختیم

امشب که باهم درد کشیدیم مردم رو

شب خوبی بود

نه برای خاطر چیزایی که این بالا گفتم

چون من نبودم

من مهم نبودم

دیده نمیشدم

نمیدونم میدونی ، دیده نشدنِ "من" چقدر میتونه خوب باشه !؟

راستش تا چند سال پیش فکر میکردم آدمی دنبال جاودانگیه !

وقتی فکر میکردم و تلاش ، تا رد "بودن" ام تا همیشه تو دنیا باقی بمونه

وقتی نقشه میریختم که چطور بیشتر و بهتر بودنم رو ثبت کنم...

حالا بعد چند سال فکر میکنم

بیخود فکر میکردم

ینی فکرای بیخودی بود

حالا میفهمم

همه چیزی که آدمی میخواد "فنا" ست ...

فقط باید تصمیم بگیره که توی چی میخاد فنا شه !

.

مگر همه چیزی که ما میخاییم

علی نیست ؟

ها ؟

.

وقتی لطف های زیاده از حدِ کسی رو در حق خودت ببینی

اونم درحالی که تو به غایت ناسپاسی در برابر این خوبی ها و لطف ها

بخوای و نخوای فنا میشی توی اون شخص !!!

حتی اگر به اون ناسپاسی هات ادامه بدی !

.

" من دوست دارم اینطوری فکر کنم" لااقل !

۹۶/۰۳/۰۹ موافقین ۱ مخالفین ۰

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی