تاسیان

وَاللَّیْلِ إِذَا عَسْعَسَ ...
.
به شب سلام که بی تو رفیق راه من است
.
تاسیان : حالتی که به خاطر نبودن کسی به انسان دست می دهد/غم فزاینده

فرار از حرفهایم ...

چهارشنبه, ۴ مهر ۱۳۹۷، ۰۱:۳۰ ق.ظ

" می پرسد از من کیستی؟ میگویمش ، اما نمی داند

این چهره ی گم گشته در آیینه ، خود این را نمی داند!


میخواهد از من فاش سازم خویش را ، باور نمی دارد
آیینه در تکرار پاسخ های خود حاشا نمی داند


می کاودم، میگویمش : چیزی از این ویران ، نخواهی یافت
کاین در غبار خویشتن ، چیزی از این دنیا نمی داند

می گویمش: گم گشته ای هستم که در این دور بی مقصد
کاری به جز شب کردن امروز یا فردا نمی داند


می گویمش : آن قدر تنهایم ، که بی تردید می دانم
حال مرا جز شاعری مانند من تنها نمی داند

می گویم و می بینمش او نیز با آن ظاهر غمگین

"آن گونه می خندد ، که گویی هیچ از این غم ها نمی داند

_محمدعلی  بهمنی _

.

.

.

آخرین بار کی از ته دل خندیدی  ؟

 

آخرین بار؟

اینو یادم نمیاد

اما اولین باری که از ته دل گریه کردم 

روز تولدم بود

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۰۷/۰۴

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی