تاسیان

وَاللَّیْلِ إِذَا عَسْعَسَ ...
.
به شب سلام که بی تو رفیق راه من است
.
تاسیان : حالتی که به خاطر نبودن کسی به انسان دست می دهد/غم فزاینده

در محاصره افکار ...

شنبه, ۲۶ اسفند ۱۳۹۶، ۰۳:۰۷ ب.ظ

+یادته اون صب جمعه تو بیابونای تلو؟

یقول یا لیتنی قدمت لحیاتی...

+یا اونشب که اومدم بریم هییت...تاریک بود هوا ولی نه اونقد که پیچیده تو سیاهی چادرت تشخیصت ندم

یا ایتها النفس المطمئنه ...

+راستی ما راه های زیادی باهم رفتیم...راستی که ما باهم قدم برداشتیم

لقد خلقنا الانسان فی کبد

+عح...نمیشد خودمو و خودتو از این تنهاتر نکنی لعنتی!؟

ایحسب ان لم یره احد

+ راستی من چرا نمیفهمم تو میبینی ؟!

و هدیناه النجدین

+سرمو بکوبم به دیوار از فکرم میری؟!!!

و نفس و ما سواها ...

+چقد نامرده این فاطمه ینی دلش تنگ نشده واسم ؟!!!

قد افلح من زکاها...

+ من الان نباید اینجا باشم ولی محض خاطرت...محض خاطرت  ....

و قد خاب من دساها..

+ بغض لعنتی ای دارم

ان سیعکم لشتی....

+کاش یکی میومد گازو تمیز میکرد

و صدق بالحسنی

+ تلفنو برمیدارم...سلاااام دوست عزیزم...فک میکنم یه دوست عزیزه...اما این فقط یه تماس تبلیغیه...لعنت بهتون

فسینسره للیسری...

+ تا اینجاش که سخت بوده ...

ان علینا للهدی....

+ میگی دیوونگیه در حال تمیزکاری های های گریه کنم؟!

و ان لنا للاخرة و الاولی

+میخواد بره خیریه...کاش منم میتونستم برم

و لسوف یرضی‌‌‌...

+...

ما ودعک ربک و ما قلی

+ هیچ وقت نمیفهمه که من ...

و للاخرة خیر لک من الاولی...

+ هیچ وقت نمیفهمه همه فکرمو اشغال کرد یه روزی

و لسوف یعطیک ربک فترضی

+هیچ وقتم نمیفهمه وقتی روحم با صوت عبدالباسط پرواز میکرد،فکرم پره از اون بود

فان مع العسر یسری...

+افسار افکارمو بکش وَ الا ........

و الی ربک فارغب

+ دست از سر افکارم برداااار ....

.

#خونه_تکونی

#پیشبند

#سرگیجه

#هذیون

#انفجر_ینفجر_انفجار...

۹۶/۱۲/۲۶ موافقین ۱ مخالفین ۰

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی